![]() |
![]() |
|
| شرح استفراغ (اینجا دپویی شخصیـست) |
|
تیر می زنی گهگاه تیر می خورم آرام تنها و در خودمان مشق می شویم در شب روز می شوم با خود حل می شویم در چای محو می شوم در تو دود می شوم بر سقف اخم می شوی در روی سنگ می شوم بر کف نقش می شوی بر سنگ نقش می شوم بر آب رنگ می شوم در خواب هست می شوی در من نیست می شوم در تو آب می شوم در جوی کوه می شوی در جای وَحش می شوم در کوه یاد می شوم در دور خون می شوی در رگ بند می شوی بر دست سخت می شوم بر نفس آرام و با سکوت تنها و بی خروش در بستری مفرد دَرمی کشم با تو خواب می شوم در رنگ دور می شوم از تو خاک می شوم در گور رخت می شوم در باد آشفته و رها پر پیچ و بی خفا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/01/22ساعت 13:46 توسط رضا |
|
|
Old navy's bullshits پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و همین است آنچه دارم
و ندارم رویــا رویای ناب |
|
RSS
|