تبليغاتX
دریانورد و دریازدگی
شرح استفراغ (اینجا دپویی شخصیـست)

   من از آن آدم هایی هستم که شب ها راحت خوابشان نمی برد، معمولا یک کاری می کنم و بعدش لبی به سیگار می زنم و بعدش هم اگر باشد یک انار می خورم. انار خوردن، فقط یک جور خوردن نیست، برای من که تفریح، سرگرمی یا حتا تفکر است. معمولا موقع انار خوردن رادیو هم گوش می دهم، نه این که رادیو را دوست داشته باشم، فقط حوصله ام سر می رود که موقع انار خوردن هیچ صدایی نیاید.

   من دیشب، کنت دراکولا را با یک نیزه ی نقره ای، که آتش مقدس با رنگ سبز مسحور کننده از سه تیغه اش شعله می کشید، کشتم. البته کار راحتی نبود، شاید هم بلوف یا همچین چیزی به نظر برسد. به هرحال این را هم بگویم که قبل از کنت دراکولا، کنتس اش را هم کشتم. بسیار سخت بود اما مثل یک حرفه ای هر دوشان را کشتم. خب طوریست که شب ها تا دیر وقت بیدارم و طبعا مجبورم از این کار ها هم بکنم تا خسته شوم و خوابم بگیرد.

   من معتقدم از همه چیز احمقانه تر اینست که خانواده را کانونی گرم برای آرامش تولید مثل کنندگان و تولید شدگانشان بدانیم. خانواده تنها یک «مکان» ِ ابدی برای انجام امور جنسی و اشاعه و گسترش چیزها و مسایل و مصائب احمقانه است. من هم یک کاردستی احمقانه یا همچین چیزی هستم که شاهکار یکی از همین خانواده ها می باشم. در شب ها حس خوب و ویژ ویژویی هست که انگار در یک پرفِکت آیزولـیــشن، شعله زرد و دارچین مزمزه می کنم و به شکار خوناشام ها و شیاطین و یوفو ها و هر چیزی که دشمن بشود بهش گفت، می روم.

   من چند سالیست که دایم پروژه هایم - به اصطلاح - به گه اصابت می کنند، پس تنها کاری که می توانم بکنم تا کمی حس خوب موفقیت بچشم اینست که شانسم را در بازی های کلاسیک میکرو و سگا و سوپر نـیــنــتــنـدو امتحان کنم!

 

*  *  *

 

   من از آن آدم هایی هستم، که شب ها، دایم در کابوس هایشان به طرز فجیعی کشته و زخمی می شوند و وقتی از خواب می پرند، از بیدار شدنشان بی نهایت خوشحال می شوند و تا غروب نشده، آرزو می کنند کاش از خواب دیشب شان بیدار نشده بودند. از صبح تا غروب چیز هایی توی سرم وول می خورند که معمولا من را به عنوان یک آدم بی عرضه و بی مسوولیت معرفی می کنند.

 

*  *  *

 

   من به هرکس که زیادی «منم منم» کند، می گویم: «سرت تو عن!»

   احتمالا باید الان به خودم هم این را بگویم اما من برای خودم این امتیاز را قایل ام که به خودم نگویم: «سرت تو عن!»

   من واقعا به انصاف و عدالت واقعی اعتقاد دارم و قبول دارم که احتمالا چیز خیلی خوبی هم هستند. برای اثبات این مدعا به خودم می گویم: «سرت تو عن!»

 

*  *  *

 

   من تازگی وابستگی شدیدی به تخمه ی آفتابگردان پیدا کرده ام و البته آن را فوق العاده یافتم. من از وقتی که تخمه ی آفتابگردان می خورم از سکس واژینال و کلا از هر نوع سکسی بدم می آید، از فیلم های پرت و پلا که عوام کالانعام از تویش هنر و اراجیفی از دست را بیرون می کشند بدم می آید، از مفت خور های خوش شانسی که با مدد بلاهت عوام کالانعام، کاغذ پاره هایشان را به فروش می رسانند بدم می آید و از خایـ ـه مالی کردن و کپی برداشتن عوام کالانعام از آن مفت خور های مایه دار عقم می گیرد، من از گربه ی روی نقشه بدم می آید و خیلی بدم می آید.

   من از تریبون و شعار بدم می آید. بله! من از «من» هم بدم می آید، چون من هم از عوام کالانعام هستم، روی گربه ی لعنتی نقشه زندگی می کنم و بد دهن و مفت خور هم هستم و خرت خرت تخمه می خورم. من از «من» بدم می آید.

 

*  *  *

 

   من دوست دارم همیشه کارتون ببینم. چون تام و جری و کایوت و پلنگ صورتی، هیچ وقت نمی میرند و کمی کج و کوله می شوند و بعدش درست می شوند. با اینکه این ها لباس به تن ندارند، اما هیچ آلات شبه تناسلی ای در بین پاهایشان رویت نمی شود.

 

*  *  *

I hate those kind of lives the way I do, when the wives whisper in the curves of males' ears:

I'd f*ck you for your money

I'd f*ck you to control you

I'd f*ck you so someday I can have half of everything you own

I'd f*ck you to f*ck you over

I'd f*ck you until I find someone better

Then f*ck you in secret

I'd f*ck you because I can't remember if I'd already f*cked you before

I'd f*ck you out of boredom

I'd f*ck you because I can't feel anything anyways

I'd f*ck you to make the pain go away

I'd f*ck you so I could feel something instead of nothing at all

I'd f*ck you because you are beautiful

I'd f*ck you because you are my nigger

I'd f*ck you because I am your whore

I'd f*ck you because you are a whore

I'd f*ck you for fun

I'd f*ck you because I can't

I'd f*ck you so I have a place to stay

I'd f*ck you so you will protect me!

 

And the damned husbands respond it this way:

F*ck you because I loved you

F*ck you for loving it, too

I don't need a reason to hate you the way I do!

 

and I hate "to step in this Avalanche" & let it "to cover up my soul".

 

*  *  *

 

   من اهمیت نمی دهم که مسخره ام کنند، چون از دبستان، وقتی که نمی توانستم دور حیاط مدرسه بدوم، همه بهم می خندیدند، یا وقتی که... چه می دانم، مابقی اش یادم نیست. کلا اهمیت نمی دهم که کسی به من می خندد، چون در هر صورت همه ی ما ابله و دیوانه هستیم.

 

*  *  *

 

   من تخمه ی آفتاب گردان می خورم، چای می خورم، قرص نورتریپتیلین می خورم، بیسکویت می خورم، غذا می خورم، سیگار می کشم و خدا را شکر می کنم. همین ها هم عالیست!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 19:21  توسط رضا | 
 
Old navy's bullshits
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
و همین است آنچه دارم
و ندارم
رویــا
رویای ناب

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
همرزم
گاه نـــــــــــــــــــــــــوشت
علیــــــــــــــفــــ
خوابـــــــــــگرد
بــــــــــادوم
J'apprends le français
زرد مـــــــلجه
MC. H
سیاه مشق ذهن خاکــستری
هـــشـت
طلسم معــــــــجزت
امپراطوری مردی بزرگ، با سیگار های کتانی
واحـــــــــــــــــــــــــــــــــه
جوان پـــــــــــیر
قطعات گمشده ی یک رویــــــــــــــا
Mithridates the Great
روهــام نوشت
روزبــــهــــی هـــــــــــــــــــــا
الاغـــک یونجه فهم
درخــــــــــــــــــــــــــــت
شخص ثالث(علیه الســلام)
قورماغه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان